خرید بک لینک

من تازع کلاس شیمی ثبت نام کردم خو شیمیم خوب نی ینی خوبه ها نه چیزه ینی بد نی:/

ای بابا حالا هرچی؛داشتم ع کلاس میومدم پام از مچ تا زانو درد میکرد چون دیروزش باشگاه بودم کلن له بودم؛ توو راه بابامو دیدم پیادع بود:/

قرار شد تا یه مسیری رو باهم بریم بعد من برم خونع اونم برع.کار داشت(:

توو راه هی تند میرف هی عاروم ینی دعن منو سرویس کرد،منم دیگه راه رفدنم مث لشا شدع بود

کف کفشم میمالید رو زمین اصن یه وضی

من:بابا میشع یه کم یواش بری بخدا ثواب دارع🙏

همینجوری ک داشت راه میرف یه نگاه از سر تا پا بِهِم انداخت

بابام:مهتاب خیلی کوتاهیـــاااا😕

من:خدا عافریدع(:😒

من (توو دلم):بخدا خودت ساختی:/😁

حالا اصل مطلبی ک میخام بگم این نی

بابام رف ماشینو ع تعمیرگاه بیارع منم تنهایی داشتم میرفتم خونع

رسیدم توو کوچمون عصابم خورد بود پاهام درد میکرد داشتم با خودم غر میزدم و اصلنم حواسم نبود ممکنع بقیه بشنون:/

من:ای بابا این چ وضیه خو میبینع من نمیتونم تند راه بیام هی سرعتشو کمو زیاد میکنع بعد ب من میگع کوتاهی خو ینی چی کوتاهی مگه دستع منع ک کوتاه باشم یا نع اصن تف توو این زندگی👎💦

همینجوری با خودم غر میزدم و راه میرفدم سرمو انداختع بودم پایین،خودم متوجع شدم الان ابروهام توو هم گرع خوردع

یه نینی داشت میدوعید یدفه ع جلو خورد ب پام زارت با کون افتاد زمین:/😂

من(رو به عاسمون):همینو کم داشتیم،ای خدا اون موقه ک شانس تقسیم میکردی من کدوم قبرستونی بودم؟💩

نینیه بش میخورد تقریبن 4 یا 5 سالش باشع همینجوری داشت منو نگاه میکرد یهو زد زیر گریه😭

من:خو خو باش ببخشید عاقا کوچولو گریه نکن عصاب ندارم بخدا😚

نینیه:تو میخای منو بدزدی؟😢

من: نوچ😒

نینی:عاخه داداشم گف اگع بری بیرون میدزدنت😢

همینجوری داشت فَک میزد ک برع بیرون میخورنش یا میدزدنش یا گم میشع و این کصشرا

نشستم رو جدولا پاهامم دراز کردم داشتم ع پا درد میمُردم؛این پسره عم اومد جلوم وایساد باز شروع کرد ب حرف زدن:/

من:تاحالا کسی بِت گفدع خیلی پررویی؟😑

نینی:نع

من:تو صاحاب نداری بچه؟😑

نینی:😐

من:میگم فَکوفامیل نداری؟😑😑

نینی:😐

من:ای بابا مامانو بابات کوشن؟😒

نینی:اونا رفدن بیرون ولی داداشم اونجاس(به جلوی در اشارع کرد)👆

من(توو دلم): شِــــــــــــت:/

بعله فهمیدم ک ای دل غافل از همون اول این عاقاهه وایسادع بود دم در داشت مارو نیگا میکرد،سرش پایین بود شونه هاش میلرزید

من:داداشت دارع گریه میکنع؟🤔

نینی:دارع میخندع؛خنگ

من:ای بچه پررو😐

عاقا این پسره سرشو عاورد بالا؛همون پسر چِش عسلیه ک توو پستای قبلی یه کوچولو راجبش گفدع بودم بود💙

من:شت:/

نینی:چی؟

من:هیچی؛دیگه برو خونتون😔

امیر:مرصی ک ندزدیدینش😂

من(توو دلم):ای دیوث تو زبونم داری مگه؟:/

من:داداشتون پررو بودنش ب شما رفدع😑

امیر:خیلی ممنون😐

 

و دعا میکنم براتون ک ایشالا جلو یه جنس مخالف اینجور ضایع نشین اونم کسی ک فِک میکنین عارومع،بعد بفهمین دو مترم زبون دارع:/

خدا نصیب گرگ بیابون نکنع😐

برچسب: نویسنده: یونا شریفی تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 22:38

صفحه بندی